الهی چگونه نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت
الهی عارفان گویند "عرفنی نفسک" و این جاهل گوید "عرفنی نفسی"
الهی همه گویند خدا کو؟ و حسن گوید جز خدا کو؟
الهی همه برهان توحید خواهند و حسن دلیل تکثیر
الهی در ذات خود متحیرم تا چه رسد در ذات تو
الهی روزم را چو شبم روحانی گردان و شبم را چون روز نورانی
الهی گویند بعد سوز و گداز آرد حسن را به قرب سوز و گداز ده
الهی اگر ستارالعیوب نبودی ما از رسوایی چه می کردیم
الهی اثر و صنع توام چگونه به خود نبالم
الهی کودکان سرگرم بازیند مگر کهنسالان در چه کارند
الهی آزمودم تا شکم دائر است دل بائر است دل دائرم ده
الهی همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد
الهی همه آرامش خواهند و حسن بی تابی
الهی همه سامان خواهند و حسن بی سامانی
الهی به لطف خود دنیا را از من گرفته ای ،به کرم خودت آخرت را هم از من بگیر
الهی همه از گناه توبه کنند ،حسن را از خودش توبه ده
الهی ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا
الهی گروهی کو کو گویند و حسن هوهو
الهی اگر گلم یا خارم از آن بوستان یارم
الهی اگر بخواهم از تو شرمسارم و اگر نخواهم از خود
الهی خوشا آنان که همواره بر بساط قرب تو آرمیده اند
خوشا آن که بر عهدش استوار است و همواره محو دیدار جمالت
الهی اگر بهشت شیرین است بهشت آفرین شیرین تر است
الهی شرکت که فهمیدم نفهمیدم و رسیدم که نرسیدم
الهی به حرمت راز و نیاز اهل راز و نیازت این نا اهل را سوز و گداز ده
خوشا به حال کسانی که همیشه محرمند که ایشان محرم تو اند
الهی از سجده کردن شرمسارم و سر از سجده برداشتن شرمسارتر
الهی دیده را به تماشای جمال خیره کرده ای
دل را به دیدار ذوالجمال خیره گردان
الهی بیزارم از طاعتی که مرا به عجب آورد و بنده آن معصیتم که مرا به عذر آورد
الهی درد محبت تو بلاست و بلا از دوست عطاست و از عطا نالیدن خطاست
الهی حجاب ها را از راه بردار و ما را به ما مگذار!
علامه حسن زاده آملی