سلام:ایام فاطیمه هم تموم شد وما هنوز دلمون گرفته چقدرخواستم مطلب جدید بنویسم نمی تونستم درواقع دلم نمی خواست تاتمام شدن ایام فاطیمه مطلب دیگه ای روی مطلب آخری که مربوط به حزن علی (ع)دراین ایام بود بیارم نمی دونم این دلهای گرفته راچطوری می شه آروم کردنمی دونم چرادلم هوای مناجات باتوراکرده ای خدا....
مناجات روح راصیقل می ده آرامش می ده دلم می خواست همه عمرم حال مناجات داشتم امروز هم غروب پنج شنبه است ولحظه استجابت دعا بیایید باهم مناجات کنیم
خدايا: خيلي دلم گرفته. ديگر از اين تكرار ملال آور روزها خسته شدهام
خدايا: تو خود مي داني كه چه سخت است اگركه ماهي كوچك اسيرآب دريا ي بيكران باشد.
خدايا: تو خود مي داني برای من كه هميشه دلم می خواسته با تو زندگي کنم اين سير تكراري روزگار كه نا خواسته مرا به كام خود مي برد چه قدر ملال آور
وخسته كننده است
خدايا: آخر چگونه مي توان شكوه تو را در زيبايي گل بجوييم درحالي كه اين تكرار هميشگي اشتياق خوب ديدن را از من گرفته است. چگونه ميتوانم حمد و ثناي تو را از زبان چكاوكها بشنوم در حالي اين تكرار اشتياق خوب شنيدن را از من سلب كرده است
خدايا: مي ترسم كه اگر به همين منوال پيش رود ديگر شعله هاي عشق تو در وجود من هر روز بي فروغ و بي فروغتر شود. تاجايي كه ديگر نه اشتياقي براي پرواز داشته باشم و نه اميدي به رهايي
پس اي خداي مهربان مرا از اين تكرار از اين يكنواختي كه همه ي روزهاي مرا فرا گرفته است رهايي ده
خدايا: به من اشتياقي ده تا دوباره چشمانم قادر به ديدن شگوه تو در زيبايي گل ها باشد. خدايا: به من اشتياقي ده كه دوباره بتوانم صداي مناجات تو را از زبان چكاوك ها بشنوم.
خدايا: به من عشقي ده كه روز به روز به تو نزديكتر شوم
خدايا : چگونه مي توانم روي به سوي تو بياورم و زبان به حمد و ثنايت بگشايم در حالي كه خود از كرده خويش آگاهم . چگونه مي توانم دوستار تو باشم در حالي كه بر عهد و پيماني كه با تو بسته ام وفادار نبوده ام . چگونه مي توانم طلب عفو و بخشش كنم در حالي هنوز شعله هاي عصيان در درونم فروزان است.
بارالها:چگونه مي توانم روي به توبه آورم درحالي كه اسير هواهاي نفساني خويشم.
بارالها: تو از علاقه ي من نسبت به خودت آگاهي و ميداني كه چقدر مشتاق رسيدن توام ولي هر وقت كه تصميم گرفتم كه به سوي تو بيايم گناه به سراغم آمد و مرا از تو دور ساخت . هميشه آرزويم اين بوده است كه حتي براي يك روز هم كه شده آنچه باشم كه تو مي خواهي وآنچه كنم كه تو مي پسندي ولي افسوس اين نفس سركش تا كنون مجال برآورده شدن اين آرزو را به من نداده است
بارالها : مي ترسم، از خويش و از اين سرنوشتي كه در انتظار من است ميترسم . از اين بيابان و شوره زاري كه در پيش روي من است ميترسم. مي ترسم كه مرگ به سراغم بيا يد و آرزوي رسيدن به تو را اين بار از من بستاند. پس اي پروردگار بي همتا به لطف و كرم خويش مرا از مرداب رهايي ده و تواني ده تا خويشتن را از هر چه بدي است پاك كنم

چقدر بامناجات انسان احساس خوبی پیدامی کنه یه حس نزدیکی خدایا نمی دونم چطوری ازت تشکرکنم که به من اجازه دادی باهات حرف بزنم
خدايا..خيلي ممنونتم...خداياازاين كه مراياري كردي كه ازدايره اين تكرار هميشگي ودرد آور رهایی یابم ممنوتم....
خداياتومهرباني....خدايا توخيلي خيلي مهرباني..چون من بنده گنهكاررابازدوباره به درگاه خودت راه دادي ..
خدايا..اگه ما آدمها مي دانستيم كه چه خداياي مهرباني داريم هيچ وقت خودرابه گناه آلوده نمی کردیم...
اگه ما مي دانستيم كه خدا چه قدربزرگ وبخشنده است هرگزبه كس ديگرجزاو رجوع نمي كرديم وهرگزحاضرنمي شديم كه حتي براي لحظه ايي اوراازخودمان ناراحت كنيم وبه رنجانيم
خدايا..من خيلي خوشحالم كه توانستم ديدم رانسبت به زندگي .هرآنچه كه اطرافم هست عوض كنم.
خدايا...من اكنون فهميدم كه اين تكراربه ظاهررنج آوروكسل كننده چه قدر شيرين ودوست داشتي است...
خدايا... من تازه جالا فهميدم كه كه زندگي با همه سختي هايش چه قدرزيباست..
خدايا... من همه اين ها را مديون تو هستم...
خدايا من هرچه دارم همه ازسر لطف توست.من كه به خودي خود ارزش .مقامي ندارم.ارزش وافتخار من به خاطر بندگي توست..
خدايا..بازهم مي گويم كه ازت ممنونم...
خدايا... خيلي مهرباني...خدايا اين را بدان كه هميشه دوستت دارم
