تبليغاتX
عاشقان امیرالمومنین علی(علیه السلام )

عاشقان امیرالمومنین علی(علیه السلام )

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد ............. وبلاگ عاشقان علی(علیه السلام)

ادامه تفسیر آیات خلافت حضرت آدم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین

 

با سلام به آقا بقیه الله الاعظم (روحی لتراب مقدمه فداء ) و عاشقان آقا:

 

بحث ما پیرامون قرآن است و تفسیر قرآن اما از آنا که یکی از بزرگواران برای این حقیر ایمیلی زدند و مرا توصیه به خیر فرمودند انشاالله روند قبلی را باز اصلاح می کنیم تا به حقیقت برسیم انشاالله .

اما اینکه فرموده های این بزرگوار باعث تادیب من شدند سعی میکنم در روند تفسیر دیگر حتی افکار خویش را با نام من فکر میکنم وارد نکنم و فقط با تکیه بر تفاسیر قدم بردارم انشاالله.

 از این به بعد به فضل الهی تفسیر یک آیه را از چندین تفسیر متفاوت تقدیم می کنم تا انشاالله برای دوستان از منظر مختلف آیه مورد توجه قرار گیرد...

 

اما تفسیر آیه 30 سوره مبارکه بقره با استفاده از{ تفسیراختصاصی نور جلد ‌1 صفحه ‌93 سطر5 (تالیف محسن قرائتی )}:

 آقای قرائتی در تفسیر نور مجموعه نکاتی که در این آیه باید به آنها توجه کرد این چنین بیان میکنند:

1)      طرح مسا‏ل با اهل تدبير يكي از اصول مديريت است

2)      خداوند با فرشتگان ارتباط مستقيم دارد . (قال ربك للملا‏كة)

3)      انتصاب خليفه و جانشين و حاكم الهي تنها از سوي خداست .   (اين جاعل في الارض خليفة)

4)    انسان ، جانشين و خليفه دا‏ئمي خداوند در زمين است   (جاعل) و سنت خداوند در زمين تعیین خليفه است

5)     انسان اشرف مخلوقات و لايق مقام خليفة اللهي است

6)     علوم و اطلاعات فرشتگان محدود است . (ما لا تعلمون)

7)     اعتراض و بهانه گناهي است كه با فرشتگان سازگاري ندارد ، ولي  ‌‏سوال و رفع ابهام يك ارزش است

8)          .فرشتگان يا از طريق اخبار الهي ، و يا سوء سابقه انسانهاي قبل از   حضرت آدم در عوالم ديگر يا در همين عالم ، يا به خاطر پيش بيني صحيحي   كه از انسان خاكي و مادي و تزاحم هاي طبيعي آنها داشتند ، خونريزي و فساد   انسان را پيش بيني مي كردند

9)         ملا‏كه فساد و خونريزي را كار دائ‏مي انسان مي دانستند . (يفسد    ... و يسفك)

10)           .حاكم و خليفه الهي بايد عادل  باشد نه فاسد و فاسق . (خليفه نبايد   يفسد في الارض باشد .)

11)            طرح لياقت خود اگر بر اساس حسادت نباشد ، مانعي ندارد .   (و نحن نسبح)    

12)            بيشتر ناباوريها به خاطر نگرش تك بعدي به مسائل است .   (فرشتگان خيال مي كردند تنها هدف ، تسبيح است .)  

13)           تنها مسئله اي كه خداوند با كارگزارانش قبل از آفرينش طرح كرد ،   خلقت انسان است

14)            براي قضاوت كردن بايد تمام خيرات و شرور را كنار هم   گذاشت . و نبايد زود قضاوت كرد

15)           عبادت و تسبيح در فضاي آرام ، تنها نشان و معيار لياقت نيست

 

ادامه مطلب انشاالله در فرصت بعد ارائه می شود....

 

با اجازه مولا علی (علیه السلام) یا مولاتی یا فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

و من الله توفیق و تایید

+ نوشته شده در  شنبه 31 اردیبهشت1384ساعت 14:40  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  | 

مهدویت

سَیِّدی ! غَیبَتُکَ نَفَت رُقادی وَضَیَّقَت عَلَیَّ مِهادی، وَابتَزَّت راحَهَ فُؤادی!

یا صاحب الزمان!

می خواهم از تو بگویم . اما ، مانده ام ؛ چه بگویم ؟ از آن دشوارتر ، چگونه بگویم؟

ای کاش می توانستم زیباترین شعر ها را در وصف تو بسرایم ؛ اما ، شعر نمی دانم .

ای کاش  می توانستم لطیف ترین عبارات را در بیان دوستی تو ، به کار بگیرم ؛ اما ، خامه ، خیال آن را هم ندارد .

ای کاش می توانستم بهترین سخنان را در اظهار ارادت به تو ، بگویم ؛ اما ، بیانم ، گنگ و زبانم ، زبون است .

مولای من ،

هر چند از غیبت تو رنج میبرم ، اما از سوئی دیگر ، با همه وجود ، می یابم که قیمت ندارد این غم غیبت !

چه کنم ؟ مبتلا شده ام ؛ سخت گرفتار گشته ام . مبتلای محبت تو ، گرفتار گوشه چشمی که به من بیفکنی.

دوستی تو را ، با همه دنیا ، برابر نمی نهم ؛ اگر آن را از من بگیرند ، به خدا ، می میرم . زندگی بدون محبت تو ، هیچ و پوچ است . خدا را شکر می کنم که تو را دوست دارم .

نمی دانم حرف دلم را چگونه بگویم ؟بگذار آتش محبت تو ، در دلم شعله ور باشد و وجودم را گرمی و حیات ببخشد.

 

(انیس دلها/دکتر نادر فضلی )

+ نوشته شده در  شنبه 24 اردیبهشت1384ساعت 23:53  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  | 

امام شناسی (امام حسن (علیه السلام))

بسم الله الرحمان الرحیم و بذکر ولیه حجه بن الحسن العسکری عج الله فرجه

در سلسله مباحثی که انشاءالله پیرامون امام حسن مجتبی علیه‏السلام مطرح خواهد شد به عنوان مقدمه در مورد نصوص دالّ بر امامت خاصۀ ایشان مطالبی تقدیم می‏شود. باشد که مورد عنایت حضرتش واقع شده و موجبات خشنودی مادر بزرگوارشان حضرت صدیقه سلام الله علیها را فراهم آورد.

منصوب بودن ائمه اطهار علیهم‏السلام از جانب خداوند متعال یکی از وپژگی‏ها و برتری‏های آن ذوات مقدسه است نسبت به خلفاء سه‏گان مورد قبول اهل سنت. از طرفی این انتصاب نه تنها توسط حضرت رسول صلی الله علیه و آله و به دستور خداوند صورت گرفته بلکه هر امام به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله مجدداً امام بعد از خود را نیز معرفی و منصوب نموده است.

امامت امام حسن مجتبی علیه‏السلام نیز طبق این سنت الهی بوده و همانطور که اجمالاً عرض شد به دستور خداوند سبحان و توسط حضرت رسول صلی الله علیه و آله به امامت منصوب شده‏اند. این انتصاب توسط امیرالمومنین علیه‏السلام نیز جهت اتمام حجت و اجرای سنت الهی در مواقف مختلف و به صور گوناگون انجام شده است که در ذیل به یکی از آنها اشاره می‏شود:

1-  عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ وَ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ شَهِدْتُ وَصِيَّةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع حِينَ أَوْصَى إِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ ع وَ أَشْهَدَ عَلَى وَصِيَّتِهِ الْحُسَيْنَ ع وَ مُحَمَّداً وَ جَمِيعَ وُلْدِهِ وَ رُؤَسَاءَ شِيعَتِهِ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ ثُمَّ دَفَعَ إِلَيْهِ الْكِتَابَ وَ السِّلَاحَ وَ قَالَ لِابْنِهِ الْحَسَنِ ع يَا بُنَيَّ أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ أُوصِيَ إِلَيْكَ وَ أَنْ أَدْفَعَ إِلَيْكَ كُتُبِي وَ سِلَاحِي كَمَا أَوْصَى إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ دَفَعَ إِلَيَّ كُتُبَهُ وَ سِلَاحَهُ وَ أَمَرَنِي أَنْ آمُرَكَ إِذَا حَضَرَكَ الْمَوْتُ أَنْ تَدْفَعَهَا إِلَى أَخِيكَ الْحُسَيْنِ ع ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى ابْنِهِ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ وَ أَمَرَكَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ تَدْفَعَهَا إِلَى ابْنِكَ هَذَا ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع ثُمَّ قَالَ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْن‏ وَ أَمَرَكَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ تَدْفَعَهَا إِلَى ابْنِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ أَقْرِئْهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مِنِّي السَّلَامَ (الكافي ج: 1 ص: 297 بَابُ الْإِشَارَةِ وَ النَّصِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع)

سلیم بن قیس می‏گوید هنگامی که امیرالمومنین علیه‏السلام به فرزندش حسن علیه‏السلام وصیت می‏کرد ما شاهد بودیم و حسین علیه‏السلام و محمد (حنفیه) و تمام فرزندان و بزرگان شیعه و اهل بیتش شاهد بودند. حضرت کتاب و سلاح را به او رد نمود و به فرزندش حسن علیه‏السلام فرمود: ای فرزندم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من امر فرمودند که به تو وصیت کنم (تو را وصی خود قرار دهم) و کتابم و سلاحم را - همانطور که حضرت رسول وصیت نمودند و سلاح و کتابشان را به من رد نمودند – به تو رد نمایم و به من امر نمودند که به شما امر کنم هنگامی که مرگت فرا می‏رسد آن را به برادرت حسین علیه‏السلام بدهی ...

ادامه دارد

التماس دعا ابراهیم (منتظر)    

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1384ساعت 16:20  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  | 

زن در نهج البلاغه 1

هو المجیب

 

با عرض سلام خدمت محبان آقا امیر المومنین (ع) و عرض تبریک به مناسبت ولادت با سعادت رسول عشق (ص) .

 

 در راستای اهداف این گروه ، مباحثی پیرامون مسئله" زن در نهج البلاغه " مطرح میشود که ان شاء الله مورد استفاده همه عزیزان به خصوص خواهران عزیز قرار بگیرد و با تفکر و دقت هرچه بیشتر به گنج های نهفته در سخنان گرانبهای امیر المومنین (ع)  پی  ببریم . با عنایت خدا اولین مطلب مقارن با این ولادت با سعادت شده و انشا الله باعث خیر و برکت بیشتر باشد .

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از جدی ترین مسایل در روزگار ما نقش و جایگاه زن در جامعه است . اين موضوع  يكي از زمينه‏هاي پرسش نسبت به مذهب بالاخص شيعه گرديده است، دشمن با استفاده ازعدم اطلاع و احاطه كافي افراد نسبت به مضامين گرانقدر و حيات‏بخش اين كتاب ارزشمند شروع به سم ‏پاشي و خراب نمودن اذهان افراد به ويژه زنان و دختران جوان كرده است.

 

 

حتى يك آيه در قرآن وجود ندارد كه در دو موضوع عقل و ايمان مردها را بر زنان يا بالعكس زنان را بر مردان ترجيح بدهد . آيات قرآنى هر دو صنف را در اوصاف عالى انسانى ، مشترك ميداند .

 

 

نمونه‏اي از اين آيات ، بيان اشتراك زن و مرد در اصل خلقت است:

"واللّه‏ جعل لكم من انفسكم ازواجا و جعل لكم من ازواجكم بنين و حفدة و رزقكم من الطيبات  ..."(نحل 72) 

خدا براي شما از خودتان همسراني قرار داد و براي شما از همسرانتان فرزندان و نوادگاني پديد آورد و چيزهاي پاكيزه روزيتان كرد."

 

 

قرآن كريم وقتي مسأله زن و مرد را مطرح مي‏كند مي‏گويد اين دو را از چهره مرد بودن و زن بودن نشناسيد بلكه از چهره انسانيت بشناسيد و حقيقت انسان را روح او تشكيل مي‏دهد نه بدن او، انسانيت انسان را ، جان او تأمين مي‏كند نه جسم او و نه مجموع جسم و روح. قرآن كريم حقيقت هر انساني را روح او دانسته و بدن را ابزار روح مي‏داند. 

و صراحتا مي‏فرمايد:

" فاذا سوّيته و نفخت فيه من روحي" (حجر 29)

" پس وقتي آن را درست كردم از روح خود در آن دميدم."

 

 

همه آن آيات قرآنى كه ملاك ارزشها را درباره انسان بيان ميكند ، بهيچ وجه اختصاصى به مرد ندارد . ملاك ارزشها در قرآن كار و كوشش باهدف‏ گيريهاى انسانى است و عنوانى كه شايسته اين ارزش مطرح شده است ، انسان است ، نه مرد بالخصوص و نه زن بالخصوص. نمونه‏اى از اين آيات‏چنين است:

" و ان ليس للانسان الا ما سعى و ان سعيه سوف يرى "(نجم 39و 40)                       "  و نيست‏براى ‏انسان مگر كوششى كه كرده است و قطعا كوشش او بزودى ديده خواهد شد".

 

 

" ان المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات و القانتين و القانتات‏و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات ‏و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم ‏و الحافظات و الذاكرين الله كثيرا و الذاكرات اعدالله لهم مغفرة  واجراعظيما " (الاحزاب 35                                              

مردان مسلمان و زنان مسلمان ، مردان مؤمن و زنان مؤمنه مردان‏عبادت كننده و زنان عبادت كننده ، مردان و زنان راستگو و مردان و زنان‏ شكيبا و مردان و زنان خشوع كننده در برابر عظمت الهى ، مردان و زنان ‏بخشاينده ، مردان و زنان روزه‏گير، مردان و زنانى كه عفت‏خود را حفظ مينمايند ، مردان و زنانى كه خدا را فراوان بياد ميآورند ، خداوند بر همه آنان ‏مغفرت و پاداش بزرگى را آماده ساخته است ).

 

 

با وجود آیات فوق و آیات مشابه دیگر كه صريحا و بدون كمترين ابهام ، مرد و زن را از نظر شخصيت و عناصر و اوصاف عالى ‏و ارزشمند آن ، متحد معرفى ميكند ، اهانت و  تحقير زن يا اسناد اهانت وتحقير زن به ايدئولوژى اسلام ، ناشى از بى‏اطلاعى از مفاد آيات فراوانى است ‏كه در قرآن آمده است .

 

 آنچه كه مورد استناد براى اثبات برترى مردان بر زنان در سه‏ موضوع  قرار گرفته است ، جملاتى است در نهج البلاغه . اين جملات را پس‏از پايان يافتن جنگ جمل از امير المؤمنين (ع) نقل كرده‏اند :

معاشر الناس،ان النساء نواقص الايمان ، نواقص الحظوظ ، نواقص‏العقول . فاما نقصان ايمانهن فقعودهن عن الصلوة و الصيام فى ايام حيضهن و اما نقصان عقولهن فشهادة امراتين كشهادة الرجل الواحد واما نقصان حظوظهن فمواريثهن على الانصاف من مواريث الرجال فاتقواشرار النساء و كونوا من خيارهن على حذر و لا تطيعوهن فى المعروف‏ حتى لا يطمعن فى المنكر.

(اى مردم،ايمان زنها ناقص است و نصيب وسهم آنان ناقص است و عقول آنان ناقص است . اما دليل نقص ايمان آنان ، محروم گشتن آنان از نماز و روزه در روزهاى حيض است . نقصان عقول ‏آنان بدان جهت است كه شهادت دو زن مساوى شهادت يك مرد است و نقصان ‏نصيب و سهم آنان مربوط به حق الارث است كه زن نصف حق الارث مرد رامي برد . از اشرار زنها بترسيد و نيكان زنان را مورد دقت و احتياط قرار بدهيد و در نيكى‏ها اطاعتشان نكنيد تا در بدى‏ها به طمع نيفتند.)  (خطبه  80-79 :بعد از جنگ جمل  در مذمت زنان) .

 

( در کتاب ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض الاسلام چنین شرحی آمده : پیروی نکردن از آنها در معروف یعنی گفتار و رفتار پسندیده این است که اگر آن معروف یکی از واجبات باشد شما آنرا به عنوان معروف بودنش به جا آورید و بنمایانید که رایتان به جهت اطاعت و پیروی از آنها نیست و اگر یکی از مستحبات باشد بجا نیاورید ، زیرا بجا نیاوردن مستحب به عنوان پیروی نکردن از آنان ، مستحب است و خلاصه در هیچ امری به گفتار و خواهشهای آنان اعتنا ننمایید تا درگفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند و شما را به انجام آن وادار ننمایند .)

شاید بسیاری از زنان ما با خواندن این خطبه یا به اصل آن شک کنند یا افکاری به ذهنشان راه پیدا کند که در نهایت باعث روی گرداندن از دین و مذهب شود اما نکته مهم توجه به شان نزول و تفکر عمیقتر و بدون تعصب در مورد این مطالب است . اینکه بدانیم صاحب این سخنان علی (ع) است ................

انشا الله در مباحث بعدی به این موضوعات و همچنین مختصری در مورد عایشه و جنگ جمل  پرداخته خواهد شد .

یا علی

التماس دعا

6/2/84

http://groups.yahoo.com/group/asheghaneali
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1384ساعت 15:48  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  | 

تفسیر قرآن شماره 2

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین

 

با سلام به قطب عالم امکان آقا ولی الله الاعظم صاحب الزمان(روحی لتراب مقدمه فداء) و عاشقان آقا!

 

من خواستم ادامه مطالب تفسیر آیات مربوط به خلافت حضرت آدم را بیان کنم اما احساس کردم بهتر است از شتابم کم کنم و اندکی صبر کرده و تامل کنم که چه شد؟ از آنچه گفتیم چه آموختیم؟؟ از آنچه آموختیم چه بهره ای بردیم؟؟؟ و از اینهمه بهره هایی که از نعمات گوناگون گرفته ایم چه تاثیری پذیرفته ایم؟؟؟؟ و چه تجلیی در زندگانی عملی ما داشته؟؟؟؟؟

 

من معتقد بر این هستم که اگر ما یک آیه را از مجموع آیات الهی از جمیع جهات درک کنیم و علم به آن پیدا کنیم رستگار شده ایم زیرا مولای ما امیرالمومنین میفرمایند من نقطه زیر حرف ((ب)) در بسم الله الرحمن الرحیم هستم پس اگر ما نه یک آیه بلکه یک کلمه و حتی نه یک کلمه که بلکه یک نقطه از آیات الهی را درک کنیم رستگار شده ایم و مگر نه این بود که همین علی (علیه السلام) آیت الله الاکبر است و هیچ کس جز رسول به مقام بلندش آگاهی نیافت و .... واستدلال دیگر من بر این حرف که میگویم یک نشانه و آیه ما را در دنیا و آخرت کفایت میکند این است که اگر ما یک نشانه را آنگونه که باید درک کنیم از نشانه ها و آیات دیگر بینیاز میشویم و به خالق آیات میرسیم ( چون مسولیت ایات رساندن ما به خالق آیات است)...

 

اگر دقت کنید در قرآن تکرار آنقدر زیاد است که گاهی انسان فکر می کند چرا خداوند تا این حد روی یک داستان تکرار میکند و مثلا داستان حضرت موسی را این گونه در سوره ها و آیات مختلف بیان میکند؟ یک بار از ابتدا میگوید و یکبار از انتها و حتی چندین بار از وسط داستان میگوید؟! بله شاید این موضوع مطرح  شود که بهتر بود در یک سوره  به نام داستان موسی خدا کل داستان را مطرح میکرد و ....

 

اما من که فکر کردم دیدم برای این است که شاید اگر قرار است من در 100 روز یکبار قرآن را تمام کنم و در این 100 روز شاید 10 روز حال توجه دارم و از این 10 روزی که با توجه قرآن میخوانم شاید 10 آیه در من اثر کند ... پس به این نتیجه رسیدم که این لطافت الهی است که کلام را آنقدر گوناگون بیان میدارد تا شاید از این کثیر یکی در دل تاریک و بیمار من اثر کند و من مطمئن هستم همان یک کلام نجات دهنده است که مرا هدایت می کند و باید دانست (( اگر در خانه کس است .. یک حرف بس است)) و من به توفیق الهی این داستان الهی را میخواهم از جوانب مختلف مورد کنکاش قرار دهم تا آنچه روزی من است به من عطا گردد که خداوند به علم من نگاه نمی کند  و فیضش بی منتهی است...

 

اما تفسیر آیات 30 تا 33 سوره مبارک بقره که در قسمت اول بیان شد بیان زیبای الهی با ملائکه بود در مورد خلافت انسان و اینکه خداوند به ملائکه فرمود من می خواهم در زمین خلیفه قرار دهم ....

 

باید ببینیم که اصولا خلیفه به چه فردی گفته می شود ؟ و اینکه آیا خلیفه مالک است یا مملوک؟؟ و تکالیف یک خلیفه چیست؟؟؟ و...

 

خلیفه در لغت به معنای  جانشین آمده  وبه کسی گفته میشود که به جای حاکمی قرار میگیرد و جایی هم خلیفه به ارشد مریدان گفته شده و گاهی هم به معنای کمک استاد و قائم مقام و...

باید به این نکته توجه کنیم که هر کدام از معانی خلیفه کاربرد خاصی دارد اما آنچه از تفاسیر من به ان رسیدم این است که استعمال خلیفه در اینجا و لغت عرب همان جانشین است و در این بحث بهتر است توجه خود را بر این نکته قرار دهیم .

 

حال بیاید این مطلب را بازتر کنیم که اصولا آیا خلیفه همان حاکم است؟و اصولا تفاوتش با  حاکم چیست ؟؟ و اینکه دایره قدرتش محدود است یا نامحدود؟؟؟ و...

 

توجه کنیم که خلیفه ها معمولا از سمت حاکم و یا مقام صاحب ولایت تعیین میشوند و دو حالت متفاوت به خود میگیرد: 1)خلیفه ای که حاکمیت مشروط دارد  2)خلیفه ای که حاکمیت مطلق را تصاحب میکند

 

توضیح مورد اول اینکه: حاکم در زمان حکومت خود بخشی از امور حکومت را بنا به قابلیت افراد شایسته به آنها واگذار میکند و آن افراد در حیطه ای که از طرف حاکم در آن خلیفه شده اند از اختیار کامل برخوردارند.  ولی باید به این نکته توجه داشت که اعمال و رفتار آنها اگر به صورت طولی نگاه کنیم متاثر است از تصمیمات حاکم و در واقع آنها همین اعمال اختیاری را هم با توجه به مصلحت کلی که توسط حاکم تعیین شده انجام میدهند....

 

نوع دوم خلیفه ای که مطرح شد آن است که  خلیفه جانشین حاکمی میشود که به علتهای مختلف دیگر وجود نخواهد داشت(مثلا حاکم قبلی دیگر یا زنده نیست و یا لیاقت ادامه حکومت را ندارد...) و بعد از این در واقع بالاترین مقام در پیکره نظام حاکمیت همین شخص خلیفه خواهد شد و این خلیفه قدرتی که دارد محدود به حکم حاکم نمی شود بلکه خودش میتواند با تصویب قوانینی نظام قبلی حکومت را تغییر دهد و نظام جدیدی بنا کند و حرف او حجتی است که نه در طول و نه در عرض هیچ حکم دیگری نیست و فی النفسه موضوعیت دارد ...

 

هر کدام از این موارد خود توضیحات مفصلی دارد که در ایمیل های بعدی انشاالله بحث میکنیم و از خدا می خواهم چگونه فکر کردن را به من بیاموزد و خود او مرا بیاموزاند تا به یقین دست یابم.

 

با اجازه مولا علی (علیه السلام) یا مولاتی یا فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

و من الله توفیق و تایید

گروه عاشقان علی (علیه السلام)

شنبه 17 اردیبهشت 1384

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 اردیبهشت1384ساعت 14:6  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  | 

امشب عروسی پسرم است

امشب شب عروسي پسرم است . آنقدر کار براي انجام دادن دارم که نمي دانم به کدامشان برسم.جواب تلفن خواهرم را که مي دهم ، صداي در حياط را مي شنوم .

هيچ کس در خانه نيست .چادرم را به سرم مي اندازم و از ميان حيات چراغاني شده و ميز صندليها مي گذرم.لحظه اي مي ايستم به آسمان نگاه مي کنم ابرهاي سفيد زير نور خورشيد صورتي شده اندهوا دارد تاريک مي شود و الان مهمانها از راه مي رسند.پس محمد کجاست؟

کنار در حياط دو شاخه ي ريسه ها را به برق مي زنم حياط روشن ميشود قدمهايم را تند تر مي کنم پشت در که ميرسم رويم را مي گيرم و در را باز مي کنم مرد بلند بالايي پشت در ايستاده حتما از دوستان محمد است سلام مي کنم و تعارف که داخل شود
مي
گويد کاري براثش پيش آمده که نمي تواند در مراسم شرکت کند .

نمي دانم چه بگويم اگر محمد بفهمد خيلي ناراحت مي شود دست و پايم را گم کرده امبر مي گردم مي روم ويک ديس شيريني از روي يکي از ميز ها بر مي دارم وقتي تعارف مي کنم دستش را دراز مي کند و دانه اي بر مي دارد بعد پا کتي به طرفم مي گيرد پاکت کارت عروسي محمد است پاکت را مي گيرم و خداحافظي مي کنم که محمد از راه برسد  . چقدر دير کرده چرا اينقدر نگران شده ام خودو را تنها حس مي کنم تنها تر از هميشه .بايد اسمش را بپرسم اما کسي جلو در نيست مرد رفته و من هنوز مات و مبهوت ايستاده ام
انگار هيچ وقت کسي آنجا نبوده ! انگار خواب ديده ام ! انگار
..............

يک هفته از عروسي محمد مي گذرد امشب محمد و عروسم مهمان من هستند . نزديک اذان مغرب است . به طرف تلويزيون ميروم و آن را روشن مي کنم . صداي قران در اتاق ميپيچد . کمي بعد بچه ها از راه مي رسند . خيلي خوشحالم . نمي گذارم دست به کاري بزنند ، قسمشان ميدهم که بنشينند . عروسم به حياط ميرود و آب را روي درختان آن مي گيرد . سفره را پهن مي کنم و بشفا ب ها را مي چينم و گلدان گلهايي را که از حياط چيده ام وسط سفره مي گذارم در يخچال را که براي برداشتن سبزي باز    مي کنم چشمم به بشقاب شيريني مي افتد که از شب عروسي مانده به ياد دوست محمد مي افتم سبزي را بر مي دارم بر ميگردم که ماجرا را برايش تعريف کنم اما محمد سجا ده اش را روي زمين باز مي کند . مي نشيند . قرانش را از ميان آن بر مي دارد و مي بوسد و دوباره روي سجاده مي گذارد . بعد بلند ميشود . دستانش را بالا مي برد و صداي حمد و سوره اش اتاق را پر مي کند   

سبزي را در سبد هاي کوچک مي چينم و با تربچه زيبايش ميکنم و آن را در سفره مي گذارم . مي روم و کنارش مي نشينم . وقتي نمازش تمام مي شود صدايش مي کنم . خم مي شود ، تسبيح شاه مقصودش را از جانماز بر مي دارد و به طرفم بر        مي گردد جريان آن شب را برايش مي گويم . به فکر مي رود . اما چيزي يادش نمي آيد . آخرين دانه هاي تسبيح را که از ميان انگشتانش رد مي کند شانه هايش را بالا مي اندازد . تسبيح را بلند مي کند و دور مهر حلقه مي کند و بلند مي شود . پاکت آن روز را از روي کمد بر مي دارم و کنار سجاد ه اش مي گذارم پرده را کنار مي کشم . بوي خاک مرطوب را به ريه ها يم          مي فرستم در اتاق راه مي روم تا نمازش تمام شود . بعد از نماز دستش را دراز مي کند و قرانش را بر مي دارد .

آرام بازش مي کند . آن را ورق مي زند . دوباره بين ورق هاي قرآن را مي گردد . کم کم حرکاتش تند تر مي شود . يک بار هم از آخر ورق مي زند . نگاهش مي کنم . رنگش پريده و دستهايش مي لرزند . دوباره ورق مي زند . دوباره بين ورق هاي قرآن را مي گردد تپش قلبم تند تر مي شود . جلو ميروم و کنارش مي نشينم . آرام قرآن را ميبندد و روي سجاده اش مي گذارد . عرق از کنار پيشانيش به راه افتاده . پاکت را مي بيند . آن را بر مي دارد  و کارت دعوت را از آن بيرون مي کشد کارت را باز مي کند . نگاه مي کند       با همان نگاه با همان حال . بعد کارت را مي بندد و روي لبهايش مي گذارد . اشک از گوشه ي چشمش سرازير مي شود . خم مي شود . کارت را بين ورقهاي قران مي گذارد و به سجده مي افتد ، اشک هاي من هم مي جوشد . خودم را جلو مي کشم و کارت را بر مي دارم   شا نه هاي محمد در سجده مي لرزند . بازش مي کنم . محمد با خط زيبايش در آن نوشته است :

 ( به مولايم مهدي (

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1384ساعت 18:12  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  | 

تلخیصی از سخنان آیت الله العظمی تهرانی(دامت برکاته)

شوق الي الله تعالي

محبت ظهور جذبه حُسن است و خود حُسن جذاب. تا محبت نباشد شوق معنا ندارد. سرمايه سلوك الي الله تعالي شوق الي الله تعالي است.

شوق در لغت به معناي برانگيخته شدن و در اصطلاح علماي اخلاق عبارت از ميل و رغبت به چيزي است كه فعلاً غايب است. در اصطلاح اهل معرفت عبارت از حركت دل است به سوي چيزي كه پنهان است براي دل.

شوق از امور مترتبه بر حب است و از حب نشئت مي گيرد، همانگونه كه حب از حُسن نشئت مي گيرد. چرا كه حُسن حب آفرين است. حب چون داراي درجاتي است به درجه اي مي رسد كه عامل حركت محب است به سوي محبوب. پس شوق ميل نيست بلكه حركتي است ناشي از محبت و زير بناي آن حب است. شوق برانگيخته شدن دل به سوي الله جل جلاله مي باشد و دو طرفه است.

هر جا كه شوق باشد، حب هم حتماً وجود دارد ولي هر كجا كه حب باشد مستلزماً شوق هم آنجا نيست.

شوق دو قسم است :   الف- در ربط با اخفا و ظهور است ( استكمال رؤيت ).

                          ب- در ربط با اجمال و تفصيل است.

در قسم اول انسان وقتي حسن شيئي را درك كند در نتيجه ادراك حسن ، حب پديد مي آيد ولي شهود انجام نگرفته و داراي حجاب است ( كه اين حجب از جانب من است و نه از جانب او) در نتيجه روح برانگيخته مي شود تا حجب را كنار بزند و به شهود بدون حجاب برسد كه مبدأ آن حب است.

در قسم دوم انسان اجمالاً بدست آورده است كه اين موجود داراي كمالاتي است و چه بسا برخي كمالات او را درك و حتي به وضوح شهود كرده است اما در اينجا روح برانگيخته مي شود تا كمالات ناديده را ببيند. چون او كلُّ الحُسن، كلُّ الكمال و كلُّ الجمال است و همه اين حسن ها و كمال ها و جمال ها و جلوات او بي نهايت است   ( يعني سقف ندارد) پس شوق به پايان نمي رسد و مقطوع نمي گردد و با حب باقي مي ماند. شوق او پايان پذير نيست چون حُسنش پايان نمي پذيرد.

در مورد قسم اول براي برطرف كردن حجاب ها موت لازم است. در ادعيه، اولياي او هم مي خواهند غبار از جلوات او گرفته شود و هم مي خواهند به بقيه جلوات راه پيدا كنند.

گروه عاشقان علی (علیه السلام)

http://groups.yahoo.com/group/asheghaneali/
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1384ساعت 18:23  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  | 

اینم واسه اینکه نگن بچه مذهبی ها نامنظم هستن(برنامه آپدیت روزانه)

برنامه هفتگی ایمیل های ارسالی با عنایت حضرت علی (علیه السلام) و طبق قولی که دوستان داده اند به شرح زیر است( البته باید عرض کنم اسرار بنده در روند گروه این بود که نهایتا روزی یک ایمیل برای دوستان فرستاده شود تا وقت مطالعه و تفکر برایشان فراهم شود و اگر ایرادی دیدند اصلاح کنند):

 

1)    شنبه: تفسیر قرآن

2)    یکشنبه: شرح نهج البلاغه

3)    دوشنبه: امام شناسی

4)    سه شنبه: مهدویت

5)    چهارشنبه: دینداری در سخن بزرگان

6)    پنج شنبه:منتخب میل های ارسالی در موضوعات دیگر

7)    جمعه: این هفته در نت چه خبر؟!؟

 

برنامه ای که تقدیم شد تنها برای این است که دوستان از روند کارها آشنا شوند و بدانند حیطه فعالیت گروه در چه مواردی است.نظر بدهید تا با هم حرکت کنیم انشاالله...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1384ساعت 16:49  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  | 

یا مولا مددی

بسم الله الرحمن الرحيم

باذن الله و اذن رسوله و اذن خلفائه

اللهم انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

 

يا علی گفتِم و عشق آغاز شد.... يا علی(عليه السلام)

 

 

      با سلام به صاحب عصر و زمان و عرض ادب خدمت شما عاشقان مولا!!!

 

     خیلی از زمانی که با شما بزرگواران یا علی گفتیم برای آغاز راه عشق ورزی به امیرالمومنین نمی گذرد اما شاید خیلی تغییرات ایجاد شده باشه....

 

    شاید شبهای پر خاطره و پر انرژی دراتاق عاشقان علی (علیه السلام) و محبان مهدی (عجل الله تعالی فرجه) هر گز از یادها نرود، شبهایی که هر لحظه اش به عشق مولا پر از درس بود ، شبی با توهین یا شبی با تشویق اما هیچ کدام اهمیتی نداشتند چون مفهوم تمامی اینها یک چیز بود و آنهم (( که عشق آسان نمود اول .... ولی افتاد مشکل ها)) و دیدیم که رفتن در مسیر عشق مولا سنگین تر از آن است که ما فکر می کردیم....

 

    حالا دوباره می خواهیم یا علی بگوییم اما اینبار به یاری مولا به اصلاح خویش بکوشیم و جمعی داشته باشیم که فریاد هایمان را بر سر خودمان بلند کنیم که  (( اتامرون  الناس بالبر  و تنسون انفسکم ؟!؟))

 

  به مدد مولا انشاالله و به اجازه الهی و تاييد الهی می خواهيم  يک  گروه  اينترنتی در ياهو بسازيم که انشاالله  بتوانيم از مباحث مطرح شده  توسط  بزرگواران ا ستفاده  کنيم  و از همه بزرگواران دعوت می کنيم برای آغاز مسير باز هم دستان پر محبتتان را به دستان ناتوان ما پيوند زنید تا با اين اميد که فرمودند ((يدالله مع الجماعه)) دستانمان را در دستان الهی که همان محبت اهل بیت است گره بزنیم و مسير ارادت مولا را کنار هم آغاز کنيم0

 

منتظر لبيک های شما به اين دعوت عاشقانه و خالصانه (انشاالله) هستيم

به نام خدا و عشق اميرالمومنين يا مولاتی يا فاطمه الزهرا(عليها السلام)

 

آدرس گروه برای لبیک و عضویت شما :

 

http://groups.yahoo.com/group/asheghaneali/

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اردیبهشت1384ساعت 18:44  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اردیبهشت1384ساعت 17:24  توسط خادمان گروه عاشقان علی(علیه السلام)  |